انصافا کار خیلی سختی است که یک
نام دامنه کوتاه و مناسب را که کسی پیش از این انتخاب نکرده باشد را برای
وبلاگ یا وب سایت جدید انتخاب کنی. اما ابزارهایی در وب وجود دارند که با
استفاده از آنها می شود تعداد بیشماری از این نام دامنه های کوتاه و در
دسترس را انتخاب کرد.
از بین چند ابزار، ۲ نمونه ابزار داینامیک که مورد توجه خودم قرار گرفت را
اینجا می آورم. باز هم مانند همیشه، سادگی بسیار و کارایی خوب معیار من
برای این انتخاب ها بوده است.
Domize: در دسترس بودن یا نبودن دامنه ها را در حین تایپ به شکل بسیار زیبایی برای شما به تصویر می کشد.

در تصویر بالا می بینید، “زرشک” را برای بررسی در دسترس بودن یا نبودن
نام دامنه وارد کرده ام. Domize از سه کاراکتر به بعد را مورد بررسی قرار
می دهد؛ یعنی نام دامنه های “zer” تا “zereshk”.
تفسیر نتیجه هم واضح است. رنگ های آبی نشان دهنده ی در دسترس بودن آن
پسوند برای نام دامنه و رنگ قرمز به نشانه ی در دسترس نبودن آن ترکیب از
نام دامنه و پسوند است.
مثلا دامنه ی zereshk.net یا zer.name در دسترس اما دامنه های zer.com و یا zere.net در دسترس نیستند.
از گرینه ی Options که در کنار جعبه جست و جو وجود دارد نیز می توانید برای اضافه کردن پسوند های بیشتر استفاده کنید.
bruteforcenaming: ابزاری فوق العاده جالب برای یافتن نام دامنه های کوتاه شده است. طراح این ابزار، جعبه هایی برای آغاز نام دامنه، میان نام دامنه و پایان نام دامنه در نظر گرفته است.

گمانم تصویر بالا کاملا اوضاع را برایتان مشخص کرده باشد. شما تنها بایستی کاراکتر یا کاراکترهایی (حداکثر ۳) را برای ابتدا، میان و انتهای نام دامنه ی هدف در نظر بگیرید تا Bruteforcenaming به شما نام دامنه های کوتاه و آزاد از آن ترکیب را نشان دهد.
به گزارش سایت گروه مجلات همشهری، با وجود اینکه طبیعت کرهشمالی بسیار زیبا و دلانگیز است و تنوع آب و هوایی شگفتانگیزی دارد اما مردم این کشور در هر نقطه از این سرزمین که روزگار میگذرانند باید تا آخر عمر همانجا بمانند و حق خروج از منطقه محل سکونت خود را ندارند و اگر زمانی هوای سفر به سرشان بزند یا بخواهند برای کاری از روستا یا شهر خود خارج شوند، حتما باید اجازه حکومتی داشته باشند، در غیر این صورت قانون را شکستهاند و مجازات خواهند شد.
قوانین حاکم بر کرهشمالی تمامی جوانب زندگی مردم را تحت کنترل قرارداده و بر تمامی بخشهای زندگیشان به نوعی تاثیر گذاشته است. تقریبا ۵۰ سال است که مردم کرهشمالی صبحها با نواختن صدای شیپوری که راس ساعت شش به صدا درمیآید و از طریق بلندگو در تمام مناطق پخش میشود از خواب بیدار میشوند. آنها موظف هستند پیش از شروع کار روزانه، در مقابل مجسمه کیم ایل جونگ و پدر او ادای احترام کرده و سر تعظیم فرود آورند. همه مردم کرهشمالی موظف هستند با لباسهای رسمی خاص از منزل خارج شوند یا علامت مخصوصی روی لباس داشته باشند تا وزارت اطلاعات و امنیت این کشور از اینکه چه افرادی در حال عبور و مرور هستند، آگاهی کامل داشته باشد؛ البته کار به همینجا ختم نمیشود و آنها باید پس از رسیدن به محل کار ده دقیقهای را هم باید وقت بگذارند و به سخنرانیهای مافوق خود گوش دهند و پس از آن پنج دقیقه علیه دشمنانشان شعار بدهند. پس از انجام تمامی این کارها تازه نوبت آغاز فعالیت روزانه میشود و آنها میتوانند کار خود را شروع کنند.
در پیونگ یانگ، پایتخت کرهشمالی، هر دو ساعت یکبار از بلندگوهایی که صدای بسیار قویای دارند در گوشهگوشه شهر مارش نظامی پخش میشود تا قدرت ژنرالهای این کشور به رخ همه کشیده شود. آنها بنا بر عادتی دیرینه کیم جونگ ایل، رهبر کشور خود را ژنرال صدا میزنند؛ البته دادن چنین لقبی به او چندان هم بیراه نیست چراکه خدمت سربازی اجباری در این کشور گاهی به ده سال هم میرسد.

مردم این کشور برای رفتن به محل کار خود حق استفاده از خودرو را ندارند و معمولا با دوچرخه رفتوآمد میکنند. استفاده از خودرو تنها مختص به بالا رتبههای نظامی این کشور است. پس از پایان کار و فعالیت روزانه، شبها ساعت نه در سراسر کرهشمالی خاموشی زده میشود و به این ترتیب مردم خود را برای یک روز کاری دیگر آماده میکنند. نکته عجیب دیگر این است که در کرهشمالی هیچ خانوادهای حق خواب دیدن ندارد و اگر پدر و مادری صبح از خواب بیدار بشوند و خوابی را که شب قبل دیدهاند تعریف کنند، فرزند آنها موظف است تا علاوه بر خوابی که والدینش دیدهاند خواب خود را هم به نماینده وزارت اطلاعات و امنیت کشور که در کلاسشان حضور دارد، گزارش دهد.
در کرهشمالی هیچ رسانه خصوصی دیده نمیشود و ۱۲ روزنامه و ۲۰ نشریه
موجود در این کشور کاملا تحت نظر دولت هستند و بیآنکه خبرنگاری وظیفه
تهیه گزارشها را برعهده داشته باشد، مطالب آنها را خبرهایی تشکیل میدهد
که هر روز از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت و دقیقا همان اطلاعات بدون
کوچکترین تغییری منتشر میشود؛ در تمام رسانههای کرهشمالی، انتشار
هرگونه خبر ناخوشایند در مورد کرهشمالی در همه زمینهها از سیاسی و
اجتماعی گرفته تا اقتصادی و فرهنگی به شدت ممنوع است.
با توجه به اینکه دولت مسؤول آذوقهرسانی و تهیه مواد لازم به صورت کوپنی
در کرهشمالی است، درآمد ماهانه مردم بسیار ناچیز است؛ در بیشتر موارد هم
نه کمکهای دولت و نه درآمد مردم کفاف مایحتاج و نیازهای اولیه آنها را
نمیدهد و فقر و قحطی بر بسیاری از خانوادههای این کشور حاکم شده و
سالانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی جان میدهند.
دولت کرهشمالی با وجود نیازهای شدیدی که به کمکهای غذایی دیگر کشورها دارد اما به خاطر اینکه معتقد است این غذاها روی طرز فکر مردم اثرات سوء دارد و برای اینکه از آلودگی فرهنگی که نتیجه مصرف این غذاهاست در امان بماند، از پذیرفتن آن سر باز میزند. شدت قحطی و گرسنگی در این کشور به حدی است که سازمان تغذیه جهانی وابسته به سازمان ملل در اینباره به شدت هشدار داده است.
مسؤولان این کشور نهتنها از پذیرفتن هرگونه کمک امتناع میکنند بلکه ورود هرگونه خبرنگار و عکاس را هم به کرهشمالی ممنوع کردهاند؛ البته نهتنها ورود اصحاب رسانه به این کشور ممنوع است بلکه خروج شهروندان کرهای هم از کشورشان به شدت کنترل میشود و اگر شخصی بخواهد به دنیای بیرون از کره قدم بگذارد به عنوان عامل دشمن دستگیر میشود؛ این قانون آنقدر سختگیرانه در این کشور به اجرا درمیآید که اگر فردی حتی از طریق تلفن با خارج از کشور تماس برقرار کند، ممکن است سرنوشتی جز مرگ و تیرباران در انتظارش نباشد؛ به عنوان مثال در ماه مارس امسال یک شهروند کرهشمالی که در یکی از شرکتهای نظامی کرهشمالی مشغول به کار بود با تلفن همراه خود با یکی از دوستانش که در سال ۲۰۰۱ به سئول پایتخت کرهجنوبی گریخته بود، تماس گرفت و در مورد قیمت برنج و شرایط زندگی در کرهشمالی با او صحبت کرد؛ این کار او از طرف دولت تخطی از قوانین تلقی شد و در نتیجه حکمی جز اعدام برای او صادر نشد.
این درحالی است که مدتی بعد خبرگزاری یونهاپ، مرگ فرد خاطی به نام جونگ را تایید کرد و گفت این شهروند اولین فرد در کرهشمالی است که به دلیل تماس با خارج از کشور اعدام شده، اما جزئیات بیشتری از این ماجرا منتشر نکرد.
در کرهشمالی فقط یک شرکت مخابراتی تلفن همراه که منطقه پایتخت، پیونگ یانگ، را پوشش میدهد مشغول به فعالیت است. مشترکان این شرکت مخابراتی حق استفاده از خدمات این شرکت برای تماس با خارج را ندارند. در نتیجه بسیاری از شهروندان کرهشمالی برای تماس با بستگان و اقوام خود که در خارج از این کشور زندگی میکنند از تلفنهای همراهی که به طور غیرقانونی از چین به کرهشمالی وارد شدهاند، استفاده میکنند.
قوانین سخت ازدواج
اگر پسر و دختری در کرهشمالی قصد ازدواج با یکدیگر را داشته باشند، رضایت
خانواده آنها هیچ نقشی در این ازدواج ندارد بلکه این وزارت اطلاعات و
امنیت این کشور است که صلاحیت ازدواج این دو نفر را صادر میکند. به این
ترتیب که هم پسر و هم دختر باید یک گزارش کامل از نحوه آشنایی، میزان
علاقه، علت آشنایی و … را به وزارت امنیت ارائه بدهند. پس از این مرحله و
بررسیهای لازم و شناسایی تمامی اقوام دختر و پسر برای آنها قرار مصاحبه
صادر میشود و پس از حضور دختر و پسر و پاسخ دادن به سوالهای خاص اگر
مورد مشکوکی دیده نشود، اجازه ازدواج آنها صادر میشود.
با تمام این تفاسیر مردم کرهشمالی از زندگی خود ناراضی نیستند و معتقدند خوشبختترین انسانهای روی زمین هستند.
منبع: گروه مجلات همشهری
۱- اهمیت نداشت که هوا چقدر گرم است، او هیچ وقت کتش را از تنش خارج نمی کرد.
۲- در ۱۹۲۳، مدیر مطبوعاتی هیتلر تلاش می کند که او را متقاعد کند که یا
بی خیال سیبیلش شده یا اینکه اجازه دهد به شکل نرمالی رشد کند. هیتلر پاسخ
می دهد: “نگران سیبیل من نباش. اگر اینکه الان مد نیست، بعدا مد خواهد شد
چرا که من از آن استفاده می کنم.”
۳- موضوعات مورد علاقه وی شامل اینها بود: “وقتیکه من یک سرباز بودم”،
“وقتیکه من در وین [پایتخت اتریش] بودم”، “وقتیکه من در زندان بودم” و
“وقتیکه من در روزهای ابتدایی حذب رهبر بودم”.
۴- اگر هیتلر صحبتش را درباره ی واگنر و اپرا آغاز می کرد، کسی جرات نمی
کرد که بین صحبت هایش وقفه ایی ایجاد کند. او آنقدر درباره موضوعش صحبت می
کرد تا شنوندگان خسته شوند.
۵- هیتلر هیچ وقت علاقه ایی به ورزش یا نوعی از بازی نداشت جز پیاده روی اتفاقی.
۶- او همیشه دائما داخل اتاق ها، از کنجی به کنج دیگر، قدم بر می داشت.
۷- تقریبا هر شب بایستی در تئاتر شخصی اش فیلم می دید، بیشتر آنها فیلم
هایی بودند که پخش آنها در آلمان ممنوع شده بود. وی بسیار به کمدین ها
علاقه داشت، از این بین چندین خواننده یهودی نیز وجود داشتند که مورد
علاقه ی او بودند. پس از اینکه صدای آنها را می شنید، اینطور اظهار می کرد
که، “خیلی بد است که او از نژاد آریایی نیست.”
۸- کارمندان هیتلر به شکل مخفیانه فیلم هایی از شکنجه یا اعدام زندانیان
سیاسی برای او می ساختند چرا که او از تماشای آن ها بسیار لذت می برد.
۹- عاشق فیلم اخبار روز بود، مخصوصا زمانیکه که او در آنها بود.
۱۰- او در عکسی دیده می شود که در ابتدای جنگ جهانی اول گرفته شده بود:

این عکس در ۱۹۱۴ زمانی که آلمان علیه روسیه اعلان جنگ کرد توسط
Heinrich Hoffman که اتفاقا بعدا به عنوان عکاس شخصی هیتلر درآمد، گرفته
شد. او را در بین جمعیت می توانید ببینید که کاملا هیجان زده شده است.
۱۱- هیتلر به عنوان مرد سال ۱۹۳۸ توسط مجله تایم انتخاب شد.
۱۲- هیتلر برای ۸ سال بی خانمان بود.
به نقل از 1reza.net
به تازگی یک سایت بازی آنلاین پیدا کردم که خیلی جذابه
شما برای خودتون یک دهکده می سازید و آن را گسترش می دهید و میتوانید آن را آباد کنید سپس بوسیله ی آن
یا با دهکده و قوم های دیگر ارتباط برقرار کنید و یا به آنها حمله کنید
نگران سرعت اینترنت خود نیز نباشید زیرا با اینترنت Dial Up نیز بسیار عالی کار میکند
می توانید از طریق لینک زیر وارد شوید
ورود به سایت
طبقه بندی: معرفی سایت،
رشد و توسعه نظام ارتباطی افغانستان به دلیل كوهستانی بودن این كشور طی سالهای گذشته بسیار بوده است كه اكنون با استفاده از فناوریهای مدرن با سرعت زیاد در فرآیند رشد قرار دارد و بیشتر از 80 درصد این كشور زیر پوشش شبكه مخابراتی GSM هستند.
در افغانستان بیش از 50 هزار نفر صاحب تلفن هستند و جالبتر آنكه 80 برابر خطوط ثابت تلفنی، از تلفنهمراه در این كشور استفاده میشود. در افغانستان حدود یك میلیون نفر كاربر اینترنتی وجود دارد. وزارت ارتباطات افغانستان از دو سال قبل سرمایهگذاریهای گسترده خود روی پروژه فیبر نوری را آغاز كرده است كه با تكمیل این پروژه، افغانستان به خطوط جهانی فیبر نوری و اینترنت پرسرعت متصل میشود.
این كشور در عرصه مخابرات پیشرفت چشمگیری كرده است كه فعالیت ۶ شركت مخابراتی خصوصی و دولتی این موضوع را تایید میكند.
حزب طالبان در طول سالهای گذشته كنترل و مدیریت رسانهها و سیستمهای ارتباطی افغانستان را به طور كامل در دست داشت و بر اساس تصمیمات خود، در سال 1996 استفاده از تلویزیون در این كشور را ممنوع كرد و سرانجام قانون ممنوعیت فعالیت رسانههای چاپی در زمینه تفسیر اخبار و انتشار تصاویر را به اطلاع عموم رساند.
در آن زمان فقط ایستگاههای رادیویی قادر بودند برنامههای مذهبی و تبلیغاتی را پخش كنند كه البته در این رسانه نیز پخش موسیقی ممنوع بود. اما پس از براندازی طالبان در سال 2001 میلادی، رسانهها و سیستمهای ارتباطی افغانستان جان تازه گرفتند و توانستند با كنار گذاشتند محدودیتهای پیشرو، خدمات گستردهتری را در اختیار مردم بگذارند.
در سال 2002 افغانستان 31 میلیون نفری تنها 20 هزار خط تلفن ثابت، 30 هزار شماره تلفن همراه و 35 هزار خط تلفن ماهوارهای داشت، اما در سال 2006 این كشور دارای 3 اپراتور تلفن همراه با یك میلیون مشترك بود و 150 شهر این كشور نیز تحت پوشش قرار گرفته بودند. در حال حاضر آمار رسمی سایت وزارت ارتباطات افغانستان نشان میدهد كه تنها در عرض دو سال تعداد مشتركان استاندارد شبكه مخابراتی GSM در این كشور به بیش از 5 میلیون و 400 هزار نفر و تعداد مشتركان استاندارد پیشرفتهتر شبكه CDMA كه هنوز در ایران در دسترس نیست به 53 هزار نفر رسیده است.
به گزارش تیترآنلاین به نقل از فارس،در این كشور تلفنهای ثابت محبوبیت زیادی ندارند و هزینه نسبتاً پایین مكالمه با تلفن همراه و تحت پوشش قرار گرفتن 70 درصد كل خاك این كشور باعث شده تنها 45 هزار خط تلفن ثابت در افغانستان و جود داشته باشد. هزینه مكالمه با تلفن همراه در افغانستان با توجه به ضعف زیرساختها و مشكلات امنیتی و اقتصادی موجود در حد قابل قبولی است. اپراتور بابت هر دقیقه مكامله تلفن همراه از مشتركانش حدود 90 تومان دریافت میكند. این نرخ در كلیه نقاط این كشور ثابت است و از مشتركانش هزینه جابجایی دریافت نمیكند.
هزینه ارسال هر پیامك در قالب شبكه این اپراتور نیز كمتر از 50 تومان است. ارسال پیامك برای شمارههای تلفن هر ماه در كشورهای دیگر و برای شمارههای اپراتور روشن در دیگر كشورها 200 تومان هزینه در بر دارد.
اما به جز خدمات تلفن ثابت و همراه، خدمات اینترنتی نیز در این كشور توسعه فراوان یافته است. برای نخستین بار با براندازی دولت طالبان كاربران افغانستان در سال 2001 توانستند از طریق سیستم Dial-Up وارد اینترنت شوند. اما در آن زمان از خدمات اینترنتی افغانستان استقبال چندانی نشد؛ تا آنجا كه دولت افغانستان در پایان سال 2004 میلادی اعلام كرد كه بهازای هر هزار شهروند افغانی یك نفر از اینترنت استفاده میكند و در مجموع 30 هزار نفر از مردم این كشور در دنیای آنلاین حضور دارند.
در حال حاضر شركتهای Afghan Wireless، اتصالات، روشن و Afghan Telecom خدمات مخابراتی و ارتباطی در این كشور را ارایه میدهند. آخرین گزارش رسمی كه دولت افغانستان منتشر كرده حاكی از آن است كه در این كشور دستكم 22 مركز عرضه كننده خدمات اینترنتی به صورت فعال حضور دارند و تا پایان سال 2007 میلادی در مجموع 535 هزار كاربر اینترنتی وجود داشته است.
شركتهای اصلی كه هماكنون خدمات اینترنتی را با سرعت و قیمتهای مختلف به دست مردم این كشور میرسانند شامل GTSC، Insta Telecom، Danesh Net، Neda، Ts2، Bently Walker و WafaNet میشوند.
یكی از مشكلات اصلی كه كاربران افغانی همواره با آن مواجه بودهاند، هزینه استفاده از خدمات اینترنتی در این كشور است. دولت افغانستان به منظور حل این مشكل از چند سال قبل قراردادی را با دو شركت چینی با نامهای ZPE و هواوی منعقد كرده است كه بر اساس آن میكوشد امكان دسترسی مردم به خطوط پرسرعت اینترنت بیسیم با قیمت ارزان را فراهم كند.
این دو شركت كه هماكنون وظیفه نصب و راهاندازی برجهای ارتباطی اینترنت بیسیم در كشور افغانستان را برعهده دارند، تلاش میكنند امكان ارایه خدمات اینترنت پرسرعت با قیمت ارزان را فراهم كنند.
یكی دیگر از پروژههایی كه دولت افغانستان هماكنون در دست دارد، راهاندازی خطوط فیبر نوری در این كشور است. افغانستان از دو سال قبل سرمایهگذاریهای گسترده خود برای توسعه خطوط فیبر نوری را آغاز كرده و هماكنون موفق شده است در بیشتر شهرهای بزرگ خود این طرح را تكمیل كند.
بر اساس این طرح، در آینده نزدیك مردم افغانستان میتوانند با هزینه بسیار پایین از خدمات اینترنت پرسرعت بهرهمند شوند. البته باید توجه داشت كه كشور افغانستان هماكنون با مشكلات سیاسی و امنیتی فراوان مواجه است و همین مسئله موجب شده تا از سرعت توسعه خطوط فیبر نوری در این كشور كاسته شود.
ضریب نفوذ اینترنت در افغانستان بر اساس آدرسهای اینترنتی رسمی این كشور در فضای مجازی پنج سال قبل 08/0 درصد بوده است كه دولت این كشور هماكنون میكوشد این رقم را افزایش دهد. یكی از اولویتهای كنونی كه دولت افغانستان در جریان افزایش حضور مردم خود در دنیای مجازی در نظر گرفته، دسترسی كلیه ساكنان شهرها و روستاهای كوچك به اینترنت تا سال 2013 است.
دولت افغانستان هماكنون تلاش فراوان میكند تا با بهروزرسانی زیرساختهای ارتباطی خود سازگاری بیشتری با سیستم جدید IPv6 پیدا كند. وزارت ارتباطات افغانستان به منظور پیشبرد اهداف خود در این زمینه "بنیاد توسعه مخابرات " را با هدف افزایش دسترسی روستاییان به اینترنت راهاندازی كرده است كه بر اساس قوانین بهتصویب رسیده، 5/2 درصد درآمدهای این بنیاد به گسترش خطوط اینترنتی در مناطق روستایی افغانستان اختصاص میابد.
طبق آمارهای موجود، در سال 2006 میلادی تنها 300 هزار كاربر اینترنتی در این كشور حضور داشتند كه در آن زمان جمعیت كشور افغانستان بیش از 27 میلیون نفر گزارش میشد. این رقم به این معنی بود كه از هر 90 شهروند افغانی یك نفر از اینترنت استفاده میكردند. در سال 2008 میلادی تعداد جمعیت این كشور به 7/32 میلیون نفر رسید و در مقابل 580 هزار كاربر اینترنتی در این كشور حضور داشت و بر این اساس گفته شد كه از هر 56 ساكن كشور افغانستان، یك نفر در اینترنت حضور داشتهاند.
اتحادیه جهانی مخابرات(ITU) در پایان سال 2008 میلادی ضریب نفوذ اینترنت در این كشور را 5/1 درصد اعلام كرد كه این رقم نشان دهنده بهبود وضعیت دسترسی مردم افغانستان به اینترنت بود.
وزیر ارتباطات افغانستان در سال 2008 گزارش داد كه این كشور برای اولین بار از طریق شبكه فیبرنوری به پاكستان و از آنجا به شبكه جهانی اینترنت متصل شده است. "امیرزی سنگین " در آن زمان اعلام كرده بود كه با اتصال شبكه نوری به پاكستان، سهولت در عرضه خدمات تلفن، نمابر، اینترنت و فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی در این كشور ایجاد میشود.
این پروژه با سرمایهگذاری یك و نیم میلیارد دلار به انجام رسیده بود كه تا آن زمان بزرگترین پروژه افغانستان در حوزه اینترنت محسوب میشد. ارایه خدمات اینترنتی كه به لحاظ موقعیت نامناسب جغرافیایی افغانستان و مناطق كوهستانی آن از طریق ماهواره صورت میگیرد. هزینه استفاده از خدمات اینترنتی ماهوارهای در سال 2008 ساعتی 60 افغانی (هر افغانی حدود 50 تومان) بوده كه این رقم هماكنون به 10 افغانی كاهش یافته است.
طبق آمار رسمی موجود، ساكنان شهر كابل پایتخت كشور افغانستان همكنون میتوانند با سرعت متوسط 15/0 مگابیت در ثانیه اطلاعات خود را روی اینترنت منتشر و با سرعت 68/0 مگابیت در ثانیه اطلاعات مورد نظر را از اینترنت بارگذاری كنند. برترین مراكز عرضه كننده خدمات اینترنتی در افغانستان كه امكان اتصال به این شبكه مجاری را با بیشترین سرعت و كمترین هزینه فراهم میكنند شامل RUSINFONET با متوسط سرعت 16/0 مگابیت ارسال و 54/0 مگابیت دریافت، و شركت Io Global Services Pvt با سرعت متوسط 07/0 مگابیت ارسال و 57/0 مگابیت دریافت میشوند.
بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از
آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ
وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب
افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به
نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند
که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می
توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن
جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را
برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را
دیدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد،
آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد
دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به
اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا
نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می
بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار
اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'
هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به
شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این
امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون
و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود
مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد
بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد
(به نقل از سایت نارنجی)
اورکلاک؛ واژه ای است که شاید زیاد به گوشتان خورده باشد. بعضی افراد اطلاعاتی در مورد اورکلاک دارند و بعضی هیچ چیز نمی دانند! در این مقاله هدف ما هر دوی این گروه هاست و قصد داریم با ارائه ی راهنمای اورکلاک به زبانی ساده و قابل فهم برای همگان به شما بیاموزیم ؛ شاید هم دنبال این کار نیستید اما دلتان می خواهد در مورد اورکلاک بیشتر بدانید. اکنون چه خود را یک اورکلاکر می دانید و می نامید و چه اندیشه ی اورکلاکر شدن را در سر خود می پرورانید؛ با کلیک روی ادامه ی مطلب ما را همراهی کنید.
به
زبان ساده: باید گفت که اورکلاک پردازنده، را وادار می کند تا در سرعتی
بیش از حد استاندارد خود فعالیت نماید. تنظیمات اصلی که تعیین کننده ی
سرعت پردازنده ی شما می باشند و همچنین بر سرعت رم شما نیز تاثیر می
گذارند، به عنوان کلاک پایه شناخته می شوند. بنابر این در اور کلاک کمی
افزایش سرعت برای بالانس شدن سرعت رم و پردازنده مورد نیاز است. همچنین
شما نیاز دارید که سطح ولتاژ را کمی بالا تر ببرید تا پردازنده به قدرت
کافی دست پیدا کند. زیرا بدون قدرت مناسب، به سرعت مناسب نیز دست نخواهید
یافت. افزایش ولتاژ هم برابر است با افزایش دما؛ اگر مراقب نباشید در
بهترین حالت پردازنده ی شما بیش از حد گرم شده و عمر مفید آن کاهش می یابد
و اگر بی خیال این موضوع شوید ؛ ممکن است پردازنده را به طور کامل
بسوزانید!
فکر می کنم که با خواندن پاراگراف بالا متوجه شده باشید که اورکلاک فقط یک
کلیک یا فشار دادن یک دکمه نیست، بلکه به مهارت و دانش کافی نیز ؛ نیاز
دارد. در ادامه سعی می کنیم که کمی از فنون اورکلاک را به شما یادآور
شویم.
این راهنمای خاص با سیستمی به این مشخصات نوشته شده است: پردازنده ی
i7-930 بر پایه معماری Bloomfield را روی مادربرد گیگابایت ، X58A-UD3R
نصب شد. ولی توجه کنید که بخش های اصلی این راهنما فرق چندانی با پردازنده
های دیگر اینتل نظیر سری i5 و i7 ندارد و مادربرد های سازگار با این
پردازنده ها نیز می توانند پذیرای این راهنما باشند. پس نیازی نیست که در
این باره؛ نگرانی به خود راه دهید.
در این مورد توصیه می کنیم که اگر از همین مدل ها استفاده می کنید، این
مقاله را به دقت بخوانید و اگر از مدل های سازگار که در بالا یاد شد
استفاده می کنید، نگاهی هم به دفترچه راهنمای پردازنده و مادربورد خود
بیاندازید و ویژگی های کلیدی آنها را به یاد بسپارید. چون هیچ دو سیستم
متفاوتی ((دقیقا)) شبیه به یک دیگر نیستند و اورکلاک هم چیزی نیست که به
کندی صورت بگیرد. پس شما باید حواستان را خوب جمع کنید و با منابع
اطلاعاتی کافی و آرامش خاطر به اورکلاک بپردازید تا بتوانید در صورت بروز
کوچک ترین مشکلی؛ عکس العمل سریع و درست نشان دهید.
حالا که صحبت از منابع اطلاعاتی شد، جا دارد که تعدادی سایت مفید در زمینه
اورکلاک را به شما معرفی کنیم ، overclockers.com, overclock.net و
nexus.net نمونه های خوبی هستند و سایت های بسیار دیگری نیز در این مورد
وجود دارند. همچنین در پایان مقاله چند منبع اطلاعاتی دیگر هم ذکر شده اند
که می توانید به آنها مراجعه کنید.
در ادامه می خواهیم عملا دست به کار شویم و برای این که اذیت نشوید، ما
فرض را بر این میگیریم که شما تجارب کمی از اورکلاک داشته اید و حرفه ای
نیستید. با این همه شدیدا پیشنهاد می کنیم که اگر اصطلاحی را نمی شناختید،
یا در بخش نظرات مطرح کنید و یا در گوگل سرچ کنید و هیچ گاه با شک و تردید
وارد عمل نشوید. دقت کنید که تمام مسوولیت این کار به عهده خودتان است و
این مقاله صرفا جنبه آموزشی دارد.
- چرا اورکلاک؟
اول از همه بگویم که متاسفم اگر در بالا شما را از
اورکلاک ترساندم، باید بگویم که مطالب بالا کاملا واقعی بود اما می خواهم
در این جا هم دلایلی برای اورکلاک بیاورم و هم شما را نسبت به اورکلاکر
شدن امیدوار نمایم.
در بالا گفتیم که در صورت عدم احتیاط ممکن است به قطعات کامپیوتر شما آسیب
وارد شود. حالا می گویم که این مورد برای کسانی بود که به طور ناگهانی
فرکانس قطعات خود را 250 مگاهرتز بالا می برند و بی حساب و کتاب ولتاژ و
سرعت فن را زیاد می کنند و به قول معروف می گویند:(( هر چه پیش آید، خوش
آید ما که خندان می رویم!)) در جواب این گونه افراد باید گفت که اگر این
گونه رفتار کنید، باید مطمئن باشید که پیش آمد ها خوشایند نیستند. ولی اگر
شما از افراد محاسبه گری هستید که در هر شرایط، منطقی عمل میکنند، نیازی
نیست به خود نگرانی راه دهید و با خیال راحت و طبق این مقاله و دانسته های
کافی می توانید به اورکلاک کردن بپردازید.
حالا می رسیم به این بحث که اصلا چرا باید اورکلاک کنیم. باید گفت که اگر
از کامپیوتر خود فقط برای وب گردی و تایپ و اکسل و ... استفاده می کنید،
اصلا نیازی به اورکلاک ندارید و می توانید همین الان این مقاله را ببندید!
اما اگر به قول معروف گیمر هستید و یا به رندرینگ و کد گذاری ویدئویی و
دیگر کار هایی که سخت افزار را به چالش می کشند، مشغولید، اورکلاک مناسب
می تواند بسیار به شما کمک کند. اگر هم اورکلاکر هستید که جسارت نمی کنیم!
البته بسیاری از اورکلاکر ها، از هیجان بازی با سیستم های اورکلاکر شده ی
خود لذت بسیاری می برند و علاوه بر توصیه کردن اورکلاک به دیگران، سعی می
کنند که سیستم خود را هر بار بیش از پیش اورکلاک نمایند! حالا اگر استدلال
هایی که برای اورکلاک شد، برای شما قانع کننده است؛ بیایید با هم دست به
کار شویم.
ادامه مطلب
من کنکورم را دادم
حالا بیکاره بیکارم
اومدم که وبلاگم را آپدیت کنم
منتظر پستهای جدید و متنوع باشید
روزنامه ی جوان در یک اقدام زشت بر ضد جومونگ به مقایسه ی جومونگ با صهیونیسم پرداخته است لطفا این مطلب را تا انتها مطالعه کنید
در سریال «افسانه جومونگ» جومونگ همچون موسى (ع) در خانه فرعون (امپراتور) رشد و نمو مى كند،با وى به مخالفت برمى خیزد و در نهایت مردم آواره را با گذراندن از رودخانه اى پهناور (كه گذرموسى (ع) از رود نیل را تداعى مى كند) به سرزمین خالى از سكنه (!) پدرانش یعنى چوسان قدیم (ارض موعود) وارد مى كند.
چوسان در ذهن عبارت «چو سان - jew sun» یعنى خورشید یهود را متبادر مى سازد و ماجرا آنجا شگفت آور مى شود كه خورشید در تورات، نماد ارض موعود یا سرزمین مادرى مى باشد! چوسان كه ارض موعود شد، منجى این قوم - جومونگ - نیز راهبى یهودى مى شود (jew monk = راهب یهودى) و پایه هاى ابتدایى امپراتورى خود را در جو لبن (jew lebun = لبنان یهود) بنا مى كند. در اكثر واژه هاى كلیدى این افسانه كره اى، «جو» یا چیزى شبیه آن (كه دقیقاً با همین تلفظ، در زبان لاتین به معناى یهودى است) به كار رفته است. شایان ذكر است، لازم نیست دقیقاً املاى این لغات صحیح باشد؛ چرا كه در عمل هم ممكن نیست. بلكه نویسندگان این افسانه كوشیده اند از اسامى یا كلماتى بهره ببرند كه بیشترین شباهت را با اسامى و مفاهیم یهود داشته باشند و تلفظ مشابه آنها - نه الزاماً املا - اهداف صهیونیستى عناصر پشت پرده این مجموعه را در ذهن بینندگان نهادینه كند. جالب اینكه بیشتر این عبارات، اسامى خاص هستند تا در صورت ترجمه و دوبله به زبان هاى دیگر، تغییر نكنند.
البته آنچه ذكر شد، سواى موارد متعدد نمادگرایى تصویرى صهیونیستى این سریال است. اگر نقشه چوسان قدیم كه روى پوست ترسیم شده را دیده باشید فقط كافیست نقشه فرضى ارض موعود صهیونیست ها (نیل تا فرات) را قبلاً دیده باشید تا از این شباهت بى اندازه به شگفت آیید. در پس زمینه سكانس هاى مختلف این سریال با ستاره شش گوش یا تصاویر متعدد پرچم هایى داراى نقش خورشید كه نماد ارض موعود صهیونیست هاست، مواجه مى شوید.
نقش «كابالا» یا عرفان و سنت شفاهى یهود و پیشگویى هایشان در این سریال غوغا مى كند. گویا قرار نیست هیچ تصمیمى بدون اذن پیشگوهاى زن این سریال انجام گیرد. لابد آنها هم حداقل یك «نوستراداموس» یا «ربى یهودا»، «ارى مقدس»، «ربى شمعون» و دیگر كابالیست هاى یهودى لازم دارند تا برایشان، واقعه ۱۱ سپتامبر را پیشگویى كنند و از آینده روشن قومشان بگویند. تاكید بسیار بر مساله پیشگویى، پرده از نیتى شوم و شیطانى بر مى دارد كه آن چیز جز نامگذارى دهه دوم قرن بیست و یكم به نام دهه كابالا نیست.
آنچه در این سریال و دیگر فعالیت هاى فرهنگى - رسانه اى یهود به آن پرداخته مى شود. آماده سازى ذهن مردم جهان براى پیاده شدن مفاهیم دلخواهشان است. همان گونه كه فیلم ها، سریال ها و آوازه خوانى هاى سبك متال و... دهه نود، جهان را براى ورود به عصر ترانس مدرنیسم كه همان Satanism یا شیطان پرستى بود، آماده كرد.
جومونگ كه گویا «ماشیح یهود» بوده و قومش نیز همان فرزندان برتر خداوند هستند، ارتباطى تنگاتنگ با تورات و تلمود دارد. آنگونه كه همواره مورد عنایت الهى است و حتى همچون پیامبران بنى اسراییل (طالوت و داوود)، خداوند به او روش بافت و ساخت زره را آموخته و سربازانش با تعدادى كم بر دشمنان بسیار خود از امپراتورى چینى ها (هان) پیروز مى شود.
نقش زنان در این سریال (اعم از كاراكترهاى مثبت ومنفى) انسان را به یاد پیامبران زن هفتگانه یهود یا حداقل دیگرانى چون ریوقا، ساره، یائل و ... مى اندازد. شخصیت بانو «سوسانو» بسیار شبیه «دبورا» پیامبر زن یهودى است كه بنابر فصل هاى چهار و پنج كتاب شوفطیم از مجموعه عهد عتیق بر سربازان سیسرا پیروز مى گردد یا اقدامات تجارى وى «گراسیا ناسى» زن تاجر معروف یهودى و عامل اصلى نفوذ یهودیان در دربار عثمانى را در خاطر زنده مى كند. بانو سویا (همسرجومونگ) نیز كه ابتدا به اسارت مى رود، ولى پس از بازگشت به خاطر اهداف عالیه قوم همسرش از معرفى مجدد خود سرباز مى زند، انسان را یاد داستان «هدسه» كه بنابر فیلم صهیونیستى «یك شب با پادشاه» به زور از خانه عمویش مردخاى ربوده شد و به همسرى خشایار شاه درآمد، مى اندازد.
برای خواندن ادامه ی ای متن به ادامه ی مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب
تبلیغات



